تماس با ما اضافه کردن به علاقه مندی ها این سایت را صفحه خانگی خود کنید
تبلیغات تبلیغات
آرشیو موضوعی آرشیو موضوعی
اطلاعات اطلاعات

  • کاربران جاري: 14 نفر
  • بازديد هاي امروز: 1757
  • بازديد هاي ديروز: 1626
  • مجموع بازديد ها: 1055253
  • تعداد مطالب: 330
  • مجموع نظرات: 89
  • تاريخ تاسيس: 26/04/1387
  • آخرين بروزرساني: چهارشنبه، 13 خرداد ماه  1388
  • در حال بروز رساني - با عرض پوزش به علت تاخير در آپديت

    اس ام اس های خنده دار ، جوک - سری 1

    دسته: اس ام اس SMS, اس ام اس های خنده دار,   تعداد بازدید: 3181


    اس ام اس های خنده دار سری اول را برای شما عزیزان آماده کردیم . امیدواریم که خوشتون بیاد . منتظر سری های بعدی اس ام اس های باشید . 





    رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی.

    -------------------------------

    گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت .

    -------------------------------

    وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت .

    -------------------------------

    غضنفر عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!

    -------------------------------

    يه چوب كبريته سرش رو مي خوارونه آتيش مي گيره .

    -------------------------------

    قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...
    شاکی: بله.عین حقیقته.
    قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟

    -------------------------------

    به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش

    -------------------------------

    غضنفر مي‌ميره، مي‌برنش بهشت. دو سه روز مي‌گذره، ‌يك روز ميان ازش مي‌پرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط كمي هوا سرده! مي‌برنش دم مرز جهنم كه يخرده گرماي جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان مي‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟
    ميگه: والله همه‌چي خوبه، ولي هنوز يه ذره سوز مياد! ميگن بابا تو اصلا" لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، مي‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يه ذره سوز مياد! شاكي مي‌شند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز مي‌گذره‌ ، ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز مي‌كنند، غضنفر داد ميزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ يخ كرديم .

    -------------------------------

    غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم.

    -------------------------------

    غضنفر داشت دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم .


     

    نوشته : افشین تاريخ : چهارشنبه، 28 اسفند ماه  1387 نظرات [3]